Powered by Niknami.ir
 
     مقالات

   



   رأي هيأت عمومي در مقام تشابه آراء

غلامرضا مولابیگی

بررسی ماده 44 قانون دیوان عدالت اداری 

مقدمه
در تاریخ حقوق ایران صدور آرای وحدت رویه در صورت صدور آرای متعارض و متهافت در موارد مشابه صورت می گیرد و در مواردی كه درموضوع واحد آرای مشابه و یكسان از شعب مختلف مراجع قضائی صادر می شود ولو اینكه تعداد آنها زیاد باشد ازمصادیق صدور رأی وحدت رویه نیست. زیرا هدف از صدور رأی وحدت رویه پایان دادن به استنباط های مختلف از حكم واحد قانونگذار بوده ودر واقع نوعی ارائه تفسیر قضائی صحیح از قانون می باشد. لیكن صدور رأی وحدت رویه در مواردی كه در یك موضوع آرای مشابه از شعب مختلف دیوان عدالت اداری صادر شود. تأسیس حقوقی جدیدی است كه برای اولین بار در ماده 44 قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال 1385 پیش بینی و مقرر گردیده است. به لحاظ جدید بودن این تأسیس حقوقی مطالعه آن از حیث جایگاه واهمیت آن و از طرفی نیز شرائط احراز آراء مشابه و اختیار هیأت عمومی در صدور رأی وحدت رویه بر این اساس ضروری به نظر می رسد.

 گفتار اول: جایگاه و اهمیت حقوقی تأسیس مذكور:
شاید در بدو امر تأسیس این نهاد حقوقی وپیش بینی صدور رأی وحدت رویه در صورت صدور آرای مشابه از ناحیه قانونگذار قابل انتقاد به نظر برسد و این موضوع مغایر اصول و تاریخ حقوق اعلام گردد . زیرا علی الاصول صدور رأی وحدت رویه كه در حكم قانون بوده و برای شعب محاكم لازم الاتباع می باشد هنگامیكه از شعبه دیوان عالی كشور و یا هر یك ازدادگاهها نسبت به موارد مشابه اعم از حقوقی و كیفری و امور حسبی با استنباط از قوانین، آرای مختلف صادر شود صورت می گیـرد.[2] و در مواردی كه آرای متعارض صادر نمی شود و برداشت حقوقی قضات ازحكم قانونگذار واحد می باشد نیـازی به صدور رأی وحدت رویه نمی باشد زیرا تكثر و تعدد رویه وجود ندارد تا موجبی برای ایجاد وحدت رویه گردد.

 از طرفی چون صدور رأی وحدت رویه به نوعی ارائه تفسیر و استنباط صحیح از حكم قانونگذار می باشد و تفسیر قانون معمولاً در مواردی كه از منطوق حكم قانونی نتوان مراد مقنن را استنباط كرد ضرورت پیدا می كند. لذا صدور آراء مشابه در یك موضوع مبین این امر است كه مراد ومنظور قانونگذار روشن بوده ونیازی به تفسیر نمی باشد. بنابراین موجبی جهت صدور رأی وحدت رویه وجود ندارد.
 این نظرعلیرغم اینكه در جایگاه خود متین و صحیح است لیكن با صدور رأی هیأت عمومی حتی در موراد صدورآرای یكسان و مشابه در موضوع واحد مباینتی ندارد زیرا صدورآرای مشابه در موضوع واحد از ناحیه شعب مختلف حكایت از مبتلا به بودن موضوع داشته و دلالت بر این نكته می نماید كه موضوع مزبورمورد تنازع بوده و طرفین شكایت برداشت واحدی از حكم قانون ندارند، ولو اینكه در شعب محاكم استنباط واحد وجود داشته باشد و لذا موضوعی كه در عالم حقوق مورد مناقشه است و چند شعبه مختلف هم آرای مشابه صادر كرده اند طرح آن در جلسه هیأت عمومی و بحث پیرامون آن موجب می شود تاموضوع در صورتیكه استنباط حقوقی شعب مختلف صادر كننده آرای مشابه مورد تأیید قرار گیرد از استحكام حقوقی بیشتری برخوردارشود و چنانچه آرای مشابه صادر شده از شعب مختلف بر خلاف استنباط هیأت عمومی از حكم قانونگذار باشد در این صورت نیز با صدور رأی هیأت عمومی از تكرار آرای ناصحیح و مخالف منظور مقنن جلوگیری به عمل می آید. بنابراین صدور رأی هیأت عمومی درموارد صدور رأی مشابه در شعب مختلف نیز مفید بوده و كاملاً بلا اشكال است، هرچند كه اطلاق عنوان آراء وحدت رویه به آن محل اشكال است و بهتر است از عنوان رأی هیأت عمومی استفاده شود.
 با توجه به اینكه موضوعات قابل رسیدگی در دیوان عدالت اداری به لحاظ صلاحیت خاص این مرجع كه صرفاً به شكایت مردم از واحد های دولتی رسیدگی می نماید با موضوعات مطروحه در محاكم حقوقی و كیفری تفاوت ماهوی دارد وجود ماده 44 قانون دیوان عدالت اداری كه صدور رأی وحدت رویه را در صدور آرای مشابه از شعب مختلف تجویز كرده از اهمیت بسزائی برخوردار است زیرا آراء وحدت رویه دیوان عدالت اداری طبق مواد 43 و 44 قانون مذكور برای مراجع اداری لازم الاتباع ا ست و هر چند صدور آرای مشابه از شعب مختلف دیوان حكایت از برداشت واحد از حكم قانونی دارد. لیكن وجود شكایت متعدد دلالت بر استنباط مخالف آرای دیوان از حكم قانونی مذكور در مراجع اداری می نماید كه با صدور رأی هیأت عمومی مراجع اداری مكلف به تبعیت از رأی مذكور گردیده و از تكرار شكایت جلوگیری می نماید ضمن اینكه چنانچه برداشت شعب صادر كننده آرای مشابه به نظر هیأت عمومی مغایر با قانون باشد از صدور آرای مخالف قانون جلوگیری به عمل آمده و مالاً از تضییع حقوق طرفین ممانعت خواهد شد. بنابراین با توجه به مراتب فوق تأسیس نهاد حقوقی مذكورنه تنها قابل انتقاد نبوده بلكه تحسین برانگیز نیز می باشد.

گفتار دوم: شرائط تحقق آرای مشابه جهت طرح در هیأت عمومی
طبق ماده 44 قانون دیوان عدالت اداری: « هرگاه در موضوع واحدی حداقل پنج رأی از شعب مختلف دیوان صادر شده باشد با نظر رئیس دیوان موضوع در هیأت عمومی مطرح و رأی وحدت رویه صادر می شود . این رأی برای شعب دیوان عدالت اداری و اشخاص حقیقی و حقوقی ذیربط لازم الاتباع است».
بر اساس قانون مذكور شرائط طرح آرای مشابه در هیأت عمومی عبارتند از:

الف) صدور حداقل پنج رأی مشابه در موضوع واحد از شعب مختلف دیوان.
قانونگذار در ماده 44 از قانون مذكور تعداد آرای مشابه را به صراحت بیان كرده و لذا حتماً باید حداقل پنج رأی مشابه در موضوع واحد صادر شود. لیكن تعداد شعب را تصریح نكرده و به ذكر عبارت « از شعب مختلف دیوان» اكتفا كرده است و این موضوع موجب شده تا در خصوص تعداد شعب اختلاف نظر پیش آید وبا استناد به ظاهرقانون می توان استدلال كرد منظور منظور قانونگذار از ذكر تعداد پنج رأی مشابه از شعب مختلف ضروری بودن صدور آرای مشابه از حداقل پنج شعبه می نماید و لیكن با عنایت به اینكه قانونگذار تعداد آرای مشابه را مقید به عدد پنج نموده و با اینكه درمقام بیان بوده در خصوص تعداد شعب تصریحی نكرده و به صورت مطلق عبارت«شعب مختلف» را ذكر نموده وشعب جمع شعبه می باشد كه در عرف لغت فارسی جمع به تعداد دو و بیشتر دلالت می كند و طبق ماده 224 قانون مدنی الفاظ محمول بر معانی عرفیه می باشند . لذا به نظر می رسد صدور پنج رأی مشابه از حداقل دو شعبه و بیشتر جهت طرح در هیأت عمومی كافی باشد و نیازی نیست كه پنج رأی مشابه از پنج شعبه مختلف صادر شود تا قابل طرح در هیأت عمومی باشد.
 سوال دیگری كه در این خصوص مطرح می شود این است كه منظور از آرای مشابه چیست؟ به عبارت دیگر به چه نوع آرائی آرای مشابه اطلاق می شود؟

 در پاسخ به سوال فوق باید گفت آرای مشابه منظور قانونگذار آرائی هستند كه از جهات ذیل مشابه باشند.
1- تشابه درموضوع خواسته: اگر چند رأی ولو اینكه از حیث نتیجه حكم مبنی بر رد شكایت یا ورود آن مشابه باشند ولی موضوع خواسته آنها متفاوت باشد نمی توان گفت آرای مزبور مشابه هستند و این از بدیهی ترین جهات تشابه می باشد كه نیاز به بحث بیشتری ندارد.
آیا جهت تحقق تشابه بین چند رأی واحد بودن طرف شكایت هم لازم است؟ در پاسخ به سوال باید گفت به نظر می رسد كه طرف شكایت از مصادیق تشابه رأی نباشد. مثلاً در خصوص موضوع خواسته دائر بر الزام اداره طرف شكایت به تبدیل وضعیت استخدامی مستخدم پیمانی بر اساس تبصره 2 ماده 7 قانون تعدیل نیروی انسانی یا پرداخت هزینه سفر مستخدم منتقل شده، از شعب مختلف دیوان آرای مشابه صادر شود و طرف شكایت برخی از این آراء وزارت آموزش و پرورش و برخی دیگر وزارت بهداشت باشد این موضوع نافی تشابه آرای مزبور نیست لذا صرف واحد بودن موضوع خواسته كفایت می كند و نیازی به یكی بودن طرف شكایت نمی باشد.
2- تشابه در نتیجه حكم صادره: منظور از نتیجه حكم همان منطـوق حكم یا آن بخش آمره حكم است كه موضوع مورد اختلاف دو طرف را حل و یكی از آنان را محكوم و تكلیف موضوع خواسته را مشخص می نماید و در مقابل اسباب و مستندات رأی قرار می گیرد.[3] بنابراین آرای مشابه از حیث صدور حكم به رد شكایت یا ورود شكایت باید مشابه باشند.
3- تشابه در اسباب رأی : منظوراز اسباب رأی مجموع اموری است كه مبنا و اساس حكم را تشكیل می دهد و آن را موجه می سازد كه شامل نص صریح یا دلالت ضمنی یكی از قوانین و یا ادله خارجی از قبیل اقرار و اسناد و شهادت شهود و امارات می باشد.[4] و به عبارت دیگر مجموع اموری است كه مبنا و اساس حكم را تشكیل می دهد و آن را موجه می سازد به عنوان مثال در مواردی كه در كمیسیون ماده 100 قانون شهرداری حكم به تخریب بنا ی احداثی بدون پروانه صادر می گردد و دیوان عدالت اداری متعاقب اعتراض مالك بنا حكم به نقض رأی معترض عنه به این دلیل كه حسب نظر كارشناس مربوطه در احداث بنا اصول فنی و شهرسازی و بهداشتی رعایت شده و چون به دلالت تبصره یك ماده صد قانون شهرداری ها در صدور حكم تخریب بنای احداثی بدون پروانه احراز عدم رعایت اصول فنی و شهرسازی و بهداشتی ضرورت دارد، صادرمی نماید. بنابراین سبب صدور آرای مذكور نظریه كارشناسی ارائه شده و مستندات آن نیزمبنی بر رعایت اصول فنی وشهرسازی به دلالت تبصره یك ماه صد قانون شهرداری می باشد، و لذا می توان گفت این آراء مشابه است زیرا اسباب رأی مبنا و اساس حكم را تشكیل می دهد، بنابراین تشابه در اسباب جهت احراز آرای مشابه ضرورت دارد و چنانچه آرایی كه به عنوان مشابه ارائه شده در نتیجه و موضوع خواسته متحد باشند ولی از حیث اسباب رأی متفاوت باشند نمی توان آنها را آرای مشابه اعلام كرد.
 4- تشابه درمستندات رأی: بدیهی است كه آرای صادره باید مستند و مدلل باشند و آرائی كه بعنوان رأی مشابه اعلام می شود علاوه بر موارد فوق باید قانون و مقررات مستند رأی نیز مشابه باشند.
 منظورازمستند رأی، قوانین و مقرراتی است كه حكم دادگاه به استناد آن صادر می شود و چون هدف اصلی از صدور آرای وحدت رویه در واقع اعتبار بخشیدن به استنباط صحیح از قوانین و مقررات می باشد. لذا تشابه آرای صادره جهت ایجاد وحدت رویه طبق ماده 44 قانون دیوان عدالت اداری از حیث مستند رأی ضرورت داشته و این شرط از شرائط فوق العاده ضروری برای تشخیص آرای مشابه است. بنابراین اگر چند حكم ازشعب مختلف دیوان صادر شود كه موضوع خواسته و نتیجه حكم مشابه باشد ولی مستندات صدور رأی متفاوت باشد از مصادیق آرای مشابه نمی باشد.

ب) طرح موضوع در هیأت عمومی با نظر ریاست دیوان:
شرط دوم طرح آرای مشابه در هیأت عمومی جهت صدور رأی وحدت رویه اعلام نظر از ناحیه ریاست دیوان است .بنابراین اگر چنانچه یكی از طرفین موضوع شكایت یا هر فرد دیگری از وجود پنج رأی مشابه از شعب مختلف دیوان درموضوع واحد مطلع شود و تقاضای صدور رأی وحدت رویه نماید موضوع باید بدواً به نظر ریاست دیوان رسیده و چنانچه ایشان با بررسی اجمالی نظر بر تشابه آرای مذكور داشته باشد موضوع را جهت صدور در رأی هیأت عمومی ارجاع خواهد كرد.
 سؤالی كه در اینجا قابل طرح به نظر می رسد این است كه آیا رئیس دیوان می تواند. علیرغم اعلام پنج رأی مشابه از ناحیه افراد یا ادارات دولتی جهت طرح در هیأت عمومی موضوع را از مصادیق آرای مشابه تشخیص نداده و از ارجاع آن به هیأت عمومی امتناع نماید به عبارت دیگر آیا به صرف اعلام صدور پنج رأی مشابه از شعب مختلف دیوان از ناحیه متقاضیان صدور رأی وحدت رویه ریاست دیوان مكلف به ارجاع امر به هیأت عمومی است یا می تواند در صورتیكه عقیده بر عدم وجود تشابه در آرای اعلامی داشته باشد از ارجاع آن به هیأت عمومی خودداری كند؟
از سیاق عبارت بكار رفته در ماده 44 قانون دیوان عدالت اداری كه اعلام داشته« ... با نظر رئیس دیوان موضوع در هیأت عمومی مطرح و رأی وحدت رویه صادر می شود» استنباط می گردد كه نظر قانونگذار بر اعطای اختیار به رئیس دیوان بوده و طبیعتاً چنانچه نظر ریاست دیوان به تشابه نباشد می تواند از طرح آن در هیأت عمومی خودداری كند. البته این بدین معنا نیست كه مرجع تشخیص آرای مشابه هیأت عمومی نیست. بلكه چنانچه علیرغم اینكه رئیس دیوان موضوع را از مصادیق پنج رأی مشابه تشخیص داده و در هیأت عمومی طرح كند هیأت عمومی می تواند آرای مزبور را مشابه تشخیص ندهد و در واقع مرجع تشخیص آرای مشابه هیأت عمومی است و نظر هیأت عمومی در این خصوص معتبر است.

گفتار سوم: آثار صدور رأی وحدت رویه به لحاظ تشابه آراء:
قبل از ورود به بحث آثار مترتب بر رأی وحدت رویه ای كه بر اساس ماده 44 قانون دیوان عدالت اداری صادر گردیده ذكر یك نكته اساسی ضرورت دارد: و آن این است كه نظر قانونگذار مطلقاً براین نبوده است كه در صورت صدور پنج رأی مشابه از شعب مختلف دیوان عدالت اداری هیأت عمومی دیوان مكلف به تبعیت از مفاد آرای مشابه باشد و بر همان اساس هم اقدام به صدور رأی وحدت رویه نماید بلكه صدور پنج رأی مشابه از شعب مختلف از شرائط شكلی طرح موضوع در هیأت عمومی است و هیأت عمومی بر اساس استنباط خود اقدام به صد ور رأی می نماید كه ممكن است استنباط هیأت عمومی با مفاد و نتیجه 5 رأی مشابه اعلام شده منطبق باشد و یا ممكن است پنج رأی مشابه صادر شده را منطبق با موازین قانونی تشخیص ندهد و رأی بر خلاف مفاد آرای مذكور صادر نماید. بنابراین هیأت عمومی مكلف به تبعیت از مدلول دادنامه های مشابه نمی باشد.
با ذكرمقدمه فوق آثار مترتب بر رأی وحدت رویه صادره در اجرای ماده 44 قانون دیوان عدالت اداری به شرح ذیل می باشد.

الف) لازم الاتباع بودن رأی مزبور برای شعب دیوان و ادارات و اشخاص حقیقی و حقوقی ذیربط:
یكی از آثار عمومی آرای هیأت عمومی كه مختص همه آرای وحدت رویه است لازم الاتباع بودن آن برای شعب مختلف دیوان و نیزسایر ادارات و اشخاص حقیقی و حقوقی است این الزام به تبعیت از رأی وحدت رویه ناشی از ماهیت این قبیل آرای هیأت عمومی است كه در حكم قاعده و قانون تفسیری می باشند و در حقیقت نوعی ارائه تفسیر صحیح و اقرب به نظر و هدف قانونگذاراست و لذا عطف بما سبق گردیده و از تاریخ تصویب قانون مربوطه اثر اجرائی دارد و فقط نسبت به موضوعاتی كه قبلاً رسیدگی شده و رأی قطعی در مورد آنها اصدار یافته به لحاظ جلوگیری از تزلزل آرای قطعی محاكم فاقد اثر است و منظور قانونگذار از اینكه در ماده 43 قانون دیوان عدالت اداری اعلام داشته اثر آرای هیأت عمومی نسبت به آینده است هماهگونه كه در ادامه همین ماده قانونی بیان نموده در خصوص موضوعاتی كه نسبت به آنها رسیدگی شده و رأی قطعی صادر گردیده اثری ندارد و موجب نقض آنها نمی شود. لیكن اگر فردی راجع به موضوعی كه منظور رأی هیأت عمومی است.تقاضائی مطرح نماید و خواسته وی راجع به تاریخ قبل از صدور رأی هیأت عمومی باشد و شعبه دیوان در رسیدگی به موضوع ولو اینكه از حیث زمانی خواسته شاكی (خواهان) مربوط به زمان قبل از صدور رأی هیأت عمومی باشد، مكلف به رعایت رأی هیأت عمومی است و این امر دلالت بر این نكته می كند كه اثر رأی دیوان مانند قانون تفسیری عطف بما سبق می شود و منظور قانونگذار در عدم تأثیر رأی هیأت عمومی نسبت به گذشته صرفاً در خصوص عدم نقض آرای صادره قبلی است.بنابراین بعد از صدور رأی وحدت رویه وفق ماده 44 قانون دیوان عدالت اداری شعب دیوان و ادارات دولتی و اشخاص حقیقی و حقوقی دیگردرخصوص اتخاذ تصمیم نسبت به موضوع مذكور مكلف به رعایت مفاد رأی هیأت عمومی می باشند.

ب) رسیدگی خارج از نوبت و بدون نیاز به تبادل:
 تبصره ماده 44 قانون دیوان عدالت اداری علاوه بر اثر فوق كه به صورت عموم در خصوص آرای و حدت رویه جاری است اثر دیگری نیز بر آرای وحدت رویه كه در اجرای ماده 44 قانون دیوان عدالت اداری صادر می گردد در نظرگرفته است و آن این نكته است كه شكایت هائی كه خواسته آنها متضمن موضوعات مطروحه در این قبیل از آرای هیأت عمومی است، نیازی به تبادل لوایح ندارد وخارج از نوبت به آنها رسیدگی می شود.
 این اثر مخصوص آرای وحدت رویه صادره در اجرای ماده 44 قانون دیوان عدالت اداری است و رأی وحدت رویه ای كه در مقام تعارض آراء و ماده 43 قانون مذكور صادر می گردد نافی رسیدگی به همان موضوع و صدور رأی وحدت رویه در اجرای ماده 44 قانون یاد شده نمی باشد زیرا با صدور رأی وحدت رویه در مقام تشابه آراء است كه می توان بدون تبادل لوایح به موضوع شكایات رسیدگی كرد ولی این اثر برای آرای و حدت رویه ای كه در مقام تعارض آراء صادر شده پیش بینی نگردیده و لذا رأی شماره 8 مورخ 16/1/88 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری كه اشعار می دارد:« موضوع ضرورت احتساب مدت تحصیل مقرر در تبصره 3 ماده 18 ... قبلاً مورد رسیدگی قرار گرفته و به شرح دادنامه شماره 1443 مورخ 7/12/86 در مقام ایجاد وحدت رویه انشاء شده مورد تأیید واقع شده است، بنابراین رسیدگی مجدد به موضوع مذكور در اجرای بند 3 ماده 19 قانون دیوان عدالت اداری واتخاذ تصمیم در قلمرو ماده 44 آن قانون مورد ی ندارد و موضوع قابل طرح و امعان نظر مجدد در هیأت عمومی دیوان عدالت اداری نمی باشد.» قابل انتقاد به نظر می رسد زیرا اثری كه وفق تبصره ماده 44 برای این قبیل آراء وحدت رویه در نظر گرفته شده برای آراء وحدت رویه ناشی از اجرای ماده43 كه در مقام تعارض آراء صادر می شود تجویز نگردیده هر چند با توجه به اینكه وفق ماده 45 قانون دیوان عدالت اداری مصوب سال 85 مسؤولان ذیربط مكلف به اجرای آرای هیأت عمومی پس از انتشار آن می باشد و عدم اجرای آن موجب انفصال موقت مستنكف خواهد بود و این ضمانت اجرا برای كلیه آرای هیأت عمومی دیوان عدالت اداری می باشد و شاكی می تواند در مواردی كه رأی هیأت عمومی صادر گردیده (ولو رأی وحدت رویه ناشی از تعارض آرا باشد) به جای اینكه به صورت موردی اقدام به شكایت نماید تقاضای اجرای رأی هیأت عمومی را نماید. ولی چنانچه اقدام به شكایت كند دیوان مكلف است موضوع شكایت را با اداره طرف شكایت تبادل كرده و به صرف وجود رأی هیأت عمومی كه در مقام تعارض آراء وفق ماده 43 قانون دیوان عدالت اداری صادر شده، نمی تواند بدون تبادل اقدام به انشاء رأی نماید و شایسته است قانونگذار برای جلوگیری از اطاله دادرسی این اثر را برای آراء وحدت رویه ناشی از ماده 43 قانون دیوان عدالت اداری نیز كه در مقام تعارض آراء صادر می شود، تجویز نماید. نكته دیگری كه در این خصوص قابل ذكر است اینكه چنانچه شعبه دیوان علیرغم وجود رأی وحدت رویه موضوع ماده 44 قانون دیوان عدالت اداری تبادل را از جهات دیگر مثل اینكه در تشخیص موضوع شكایت و انطباق آن با رأی هیأت عمومی دچارتردید باشد ضروری تشخیص دهد می تواند اقدام به تبادل لوایح بكند. لیكن با توجه به تكلیفی كه در تبصره ماده 44 قانون دیوان عدالت اداری برای شعبه مقرر گردیده و تبادل موجب اطاله دادرسی می گردد باید دلیل و علت تبادل را ضمن صورت جلسه ای در پرونده منعكس نموده و آن را توجیه نماید.

نتیجه:
 رأی هیأت عمومی كه دراجرای ماده 44 قانون دیوان عدالت اداری در مقام تشابه آراء صادر می گردد تأسیس حقوقی جدید ومفیدی است كه موجب كاهش تعداد شكایت و جلوگیری از اطاله دادرسی را فراهم می آورد.
 صدور پنج رأی مشابه از شعب مختلف دیوان عدالت اداری از شرائط شكلی طرح موضوع در هیأت عمومی است وهیأت عمومی می تواند چنانچه با مفاد آراء مزبورمخالف باشد درماهیت تصمیمی برخلاف مفاد آرای مذكور صادرنماید و این موجب می شود كه آرای مشابهی كه احیاناً دراثراستنباط نا صحیح ازقوانینی صادر می گردد،اصلاح شوند و از ادامه صدور چنین آرائی جلوگیری بعمل می آید. رأی صادره در اجرای ماده 44 قانون دیوان عدالت اداری نه تنها واجد آثار رأی وحدت رویه ای كه درمقام تعارض آراء صادر می گردد، می باشد. بلكه از آثار دیگرآن این است كه به پرونده های مشابه دیگر بدون تبادل رسیدگی خواهد شد. لذا صدور رأی وحدت رویه در مقام تعارض آراء نافی رسیدگی وصدور رأی در اجرای ماده 44 قانون دیوان عدالت اداری در همان موضوع نخواهد بود.

منابع:
1-قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور كیفری.
2- قانون دیوان عدالت اداری
3- مجموعه كامل آرای هیأت عمومی دیوان عدالت اداری گردآوری اصغر محمدی همدانی انتشارات جنگل چاپ سال 1388
4- اعتبار امر قضاوت شده دكتر ناصر كاتوزیان – نشر دادگستر سال 76
--------------------------------------------------------------------------------

[1] مستشار دیوان عدالت اداری
[2] ماده 270 آئین دادرسی و دادگاههای عمومی و انقلاب در امور كیفری
[3]برای مطالعه بیشتر رجوع كنید به اعتبار امر قضاوت شده دكتر ناصركاتوزیان نشر دادگستر سال 76 ص 63 به بعد.
[4] همان ص 163

منبع: قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور كیفری

منبع: قانون آئين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور كيفري

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

تاریخ: 11 خرداد 1395
کلاسه پرونده: 90/217
شماره دادنامه: 169 الی 187
موضوع رأی: ابطال بخشنامه شماره 200/511-1391/1/28معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی وزارت جهاد کشاورزی در توسعه دامنه حکم مصوبه شماره 124320/ت47022ه-1390/6/21هیات وزیران
شاکی: بانک تجارت استان قم شورای اسلامی شهر قم ابطال ماده 16 و بندهای 1-16، 2-16 و بند الف و تبصره ذیل آن و بندهای الف-1 و الف-2 مصوبه شماره 3488/ش-14/11/1382 2 90/880 بانک صادرات بوشهر شورای اسلامی شهر بوشهر ابطال بند هـ ماده 14 لایحه چگونگی اخذ هزینه های بهای خدمات تبلیغات محیطی از تابلوهای منصوب در شهر 3 90/1042 بانک پارسیان شورای اسلامی شهر شاهرود ابطال تعرفه های عوارض سالهای 1387، 1388 و 1389 در بخش عوارض بر بانکها و موسسات اعتباری مجاز و نظایر آنها به ترتیب به شماره های 3573-13/11/1386، 2641-16/11/1387 و 2807-14/11/1388 4 92/892 93/85 بانک صادرات همدان و بانک ملی شورای اسلامی شهر مریانج ابطال تعرفه عوارض محلی سالهای 1388، 1389، 1390، 1391، 1392 در قسمت تعیین عوارض بهای خدمات، افتتاح، سالیانه، نصب و سالیانه عابر بانک 5 92/937 93/374 93/615 94/568 بانک ملی- بانک تجارت استان آذربایجانشرقی- بانک ملت- بانک رفاه کارگران شورای اسلامی شهر تبریز ابطال بند 8 ماده 34 تعرفه های عوارض محلی سالهای 1387 الی 1392 و بند 6 ماده 33 تعرفه عوارض محلی سال 1393 6 92/1245 بانک رفاه کارگران شورای اسلامی شهر خنج ابطال بندهای الف و د ردیف یک صورتجلسه شماره 132- 14/11/1387 7 92/1269 بانک صادرات شورای اسلامی شهر آران و بیدگل ابطال تعرفه عوارض محلی سال 1391 در خصوص تعیین عوارض محلی فعالیت فعالان اقتصادی (غیر مشمول قانون نظام صنفی) خدماتی یا بازرگانی یا اقتصادی واقع در محدوده و حریم مصوب شهر- سالانه 8 93/58 بانک قرض الحسنه مهر ایران شورای اسلامی شهر بجنورد ابطال بند 4 مصوبه شماره 617/8-8/3/1390 در قسمت دریافت حق کسب و پیشه از بانکها، موسسات مالی و اعتباری 9 93/110 بانک تجارت شورای اسلامی شهر ارومیه ابطال ماده 25 تعرفه عوارض محلی سال 1389 در خصوص تعیین عوارض اختصاصی بر درآمد بانکها و موسسات اعتباری و مالی و صندوق قرض الحسنه 10 93/213 بانک کارآفرین شورای اسلامی شهر کرمان ابطال ردیفهای 63 الی 70 مصوبه مربوط به عوارض بهای خدمات شهری در سال 1392 خيابان بهشت (ضلع جنوبي پارك شهر) ديوان عدالت اداري ردیف کلاسه پرونده شاکی طرف شکایت موضوع شکایت و خواسته 11 93/403 شرکت اعتباری عسگریه شورای اسلامی شهر تهران ابطال شق (ز) تبصره 1 مصوبه جلسه 41-8/11/1392 به شماره 6/41/92/4 12 93/691 بانک کارآفرین شورای اسلامی شهر کرمان ابطال ردیفهای 64 الی 71 مصوبه مربوط به عوارض بهای خدمات شهری در سال 1393 13 93/706 بانک کارآفرین شورای اسلامی شهر قم ابطال ردیف 13-65 از مصوبه شماره 3488-14/11/1382 14 93/873 بانک ملت شورای اسلامی شهر تیران ابطال تعرفه عوارض محلی سال 1392 در خصوص تعیین عوارض بر محل فعالیت بانکهای (خصوصی – دولتی) و پست بانک 15 94/164 بانک ملی شورای اسلامی شهر دزفول ابطال بند 16-1 مصوبه دویست و چهل و یکمین جلسه مورخ 4/11/1391 در خصوص اخذ عوارض بهای خدمات شهری 16 94/463 بانک توسعه تعاون شورای اسلامی شهر کرمان ابطال بندهای 64 الی 69 مصوبه مربوط به بهای خدمات شهری در سال 1390

تاریخ: 11 خرداد 1395
کلاسه پرونده: 94/729
شماره دادنامه: 167
موضوع رأی: ابطال مصوبات شوراهای اسلامی شهرهای کشور در خصوص برقراری عوارض بر بانکها
شاکی: سازمان بازرسی کل کشور

تاریخ: 26 خرداد 1395
کلاسه پرونده: 91/866
شماره دادنامه: 97
موضوع رأی: ماده 22از مصوبه شماره 388-12/11/1390شورای اسلامی شهرگرگان در خصوص وضع عوارض برای تفکیک اعیانی اعم از مسکونی تجاری خدماتی اداری و سایر مغایر قانون است و ابطال مشود
شاکی: انجمن صنفی انبوه سازان مسکن و ساختمان گلستان

تاریخ: 28 خرداد 1395
کلاسه پرونده: 92/686
شماره دادنامه: 98
موضوع رأی: ابطال تعرفه شماره 4، فصل 3، جدول عوارض شهرداری اراک در سال 1391 موضوع مصوبه شماره 370- 26/10/1390 شورای اسلامی شهر اراک مبنی ب اخذ عوارض مهندسان طراح و ناظر ساختمان
شاکی: سازمان نظام مهندسی استان مرکزی با وکالت آقای محمد آذری

تاریخ: 26 خرداد 1395
کلاسه پرونده: 92/614
شماره دادنامه: 100
موضوع رأی: ابطال بند 18 مصوبه شماره 15135-14/11/1391 شورای اسلامی شهر قم مبنی بر اخذ عوارض مهندسان طراح و ناظر ساختمان
شاکی: آقای فریبرز وفاجو

تاریخ: 28 خرداد 1395
کلاسه پرونده: 92/885
شماره دادنامه: 99
موضوع رأی: ابطال مصوبه 461/91/3/ش-9/2/1391 شورای اسلامی شهر مشهد در خصوص اصلاح عوارض مهندسان مرتبط با امور ساختمان
شاکی: آقای علیرضا آل عباس

تاریخ: 28 اردیبهشت 1395
کلاسه پرونده: 95/275
شماره دادنامه: 104
موضوع رأی: در صورت اعتراض مودیان و کارمندان نسبت به کسر اضافه بر مبلغ و ماخذ واقعی مالیات بر حقوق ابتدا باید به هیاتهای حل اختلاف مالیاتی مراجعه کنند
شاکی: رئیس دیوان عدالت اداری

تاریخ: 04 خرداد 1395
کلاسه پرونده: 93/1111، 1112، 1113، 1114، 94/553، 607، 628، 638، 639، 641، 642، 643، 644، 645، 646، 647، 648، 653، 654، 655، 679، 698، 699، 704، 705، 706، 730، 731، 732، 733، 743، 757، 758، 801، 802، 916، 982، 983، 965، 1025، 1042، 95/109، 159، 194
شماره دادنامه: 120 الی 163
موضوع رأی: عدم ابطال بند (3) بخشنامه شماره 7126/93/100-30/7/1393 سازمان تامین اجتماعی
شاکی: آقایان غلام بهرامی، کورس اختری، محمدرضا خیراندیش، محسن نیک بین کویشاهی، حسن اسحاقی، حمید سرور، رضا فلاح، تقی آقاجانی، رضا انوری، قربانعلی انصاری فر، علیرضا بنیادی، جلیل امیریان، سهلعلی شمس زرندی، سیدابراهیم کاشی، خیراله فتاحی، جواد جالینوسی، سیداسماعیل عبدالهی، مجید رضائی، محمد منصف، حسین رضا برنجی، عباس مشتاق، محمد معتمد، شوذب شجاع، جعفر نظیفی، محمدرضا مرادیان، سیدعلیرضا میرهاشمی، قنبر افرادی، اسداله اسماعیلی، رجبعلی بابایی، مهدی علیشاهی، اصغر قراخانلو، سیدابراهیم جوادی، قنبرعلی مغروری، محمود وکیلی، سیدحسین مولائی، علی امیریان، حسن منفرد، پاشا احمدی، حسین رضا رضائی، محمد آقاخانلو، احمد مقدم، عیسی خندان، سلمان راوی، علیرضا شریعتی

تاریخ: 26 خرداد 1395
کلاسه پرونده: 93/642، 94/459، 313، 280، 203، 202، 201، 190، 189، 188، 187، 186، 181 95/10
شماره دادنامه: 106 الی 119
موضوع رأی: عدم ابطال تبصره (2) تصویب نامه شماره 70459/ت49026هـ-23/6/1393 هیأت وزیران
شاکی: آقایان 1- توحید شیری شیره جینی 2- محمدرضا آقایی پورازبری 3- می خوش حسین زاده قره قاشلو 4- کمال گلباز 5- میراعلا نبوی کیوی 6- فردین قلی زاده اتانی 7- عبدالرضا یاغر 8- کیومرث رحیمی 9- سید ابراهیم میراعلائی 10- سیدکاظم میر نورالهی 11- رضا عارفی نظر 12- محمدمهدی زربخش لنگرودی 13- محب روحانی 14- یحیی صادق زاده یزدی

تاریخ: 04 خرداد 1395
کلاسه پرونده: 93/106
شماره دادنامه: 165
موضوع رأی: ابطال بخشنامه شماره 430/43893-13/7/1392 وزارت راه و شهرسازی
شاکی: آقای عباس ریاحی

 
 استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.